تبليغاتX
کبوتر خوان
کبوتر خوان
یادداشت ها و گاه نوشت های مسیح ارزگانی
دوشنبه ششم اسفند 1386

بـــی ادبــی هــای ادبــی

(2)

شاعر يک چشم ميهن !

جناب داکتر سید عسکر موسوی محقق و نویسندۀ مقیم لندن، در مصاحبۀ بلند و فاضلانه با جریدۀ بی قواره گلبانگ ـ که آب دادن فیل در قاشق را ماند ـ اندر باب عِده و عُده شاعران و نویسندگانِ مهاجر مقیم ایران چنین اظهار لحیه و نظر نموده اند: «ما وقتی می­بینیم که در صد سال اخیر افغانستان یک خلیلی آمده بیرون و ما هم می­گوییم که اگر شاعر در افغانستان است، اوست و حتی همسنگش در ایران کمتر دیده می­شود، بعد مثلاً می­گوییم دیگر که هست؟ می­گوییم شهید بلخی است، مثلاً قاری زاده است. در صد سال به زحمت می­توانید به شمار انگشتان دست دوم تان برسید؛ ولی در فاصله کمتر از بیست سال چون برای اینها در ایران زمینه داده شد و در ظرف ده سالش ما چهارصد شاعر و نویسنده خلق کردیم.» (گلبانگ/59)

خداوند برکت دهد و کثّرالله امثالهم! ولی ا ستاد گرانمایه نفرموده اند که این چهارصد سرمایه ملی و اعجوبه ادبی در کدام زاویه خزیده اند که ایشان با چشمان تیزبین و ریزبین ـ آنهم به مدد عینک ـ از لندن آنها را رؤیت نموده و با دقت شمرده اند؛ اما ما بندگان بی­بصر و بی­نظر در درون همین خانه، چشمان کم­فروغ مان به جمال پرفروغ این فرزانگان قوم منّور نشده است.

گويند: درويشي به بارگاه سلطاني شد و وي را گفت: به احترام 124 هزار پيامبر، 124 هزار درهم بمن بده ! سلطان را اين سخن پسند افتاد و به وزيرش فرمان داد كه چنان كند. وزير دانا و با درايت، درويش را گفت: اسامي پيامبران را يك يك برشمار و در قبال هر نامي درهمي به تو خواهم داد. درويش شروع كرد به شمردن؛ اما در رقم بيستم متوقف ماند و آنگاه اينطور ادامه داد: شدّداد، فرعون، نمرود و ...

حال اگر از جناب داكتر موسوي نيز تقاضا كنيم كه حداقل 50 نفر از اين 400 فرهيختهء شير پاك خورده را نام ببريد، احتمالاً ايشان هم براي تكميل اين ليست، عاليجنابان ذيل را نام خواهد برد: ملاعمر، دوستم، ببرك، قوماندام مارخور، جنرال بي­خدا، شفيع ديوانه و ...

 

+ نوشته شده در 23:57 توسط مسیح ارزگانی.